|
صدای جدا شدگان از فرقه رجوی | ||
... آخرین نمونه این مضحکه رقت بار تحصن سیصد و هفت روزه ( تا تاریخ نگارش این مطلب) مقاومت در شهر ژنو میباشد. یک عده پناهنده افغانی بی پناه را با پولی اندک جمع کرده و بساطی پهن کرده اند تحت نام " کارزار ژنو". هقته قبل به همراه تعدادی از دوستان ژنو بودیم؛ رفتیم محل تجمع هواداران فرقه ؛ اما هر قدر نگاه کردیم کارزاری ندیدیم. محوطه ای خالی از انسان؛ اما پر از پرچم و آرم و عکس رجوی. از مقاومت اشرف نشان خبری نبود؛ اما سنگ توالت شان بود. طناب دارشان را هم جا گداشته بودند. به نیایت از مسعود رجوی که تمامی جدا شده گان را به اعدام محکوم کرده است؛ رفیق مان امیر خان موثقی را موقتا دار زدیم تا شاید مسعود رجوی در مخفیگاهش اندکی دلش خنک شود ... کریم حقی، انجمن پیوند، سی و یکم مارس 2012 هر چقدر مسعود رجوی از مردم ایران و نیز آرمان بنیانگذاران اولیه سازمان مجاهدین فاصله گرفته ؛ به اجبار و به طور اتودینامیک به دروغ و ناصداقتی روی اورده است. هر روز بیشتز از روز پیش و دروغی بزرگتر و وقیحانه تر از دروغ قبلی. در استراتژی دروغ و ریا آرمانها و کلمات به مسلخ می روند. کلماتی که روزگاری مقدس بوند. مبارزه؛ مقاومت؛ انقلاب، اسلام انقلابی؛ فدا؛ رهایی،ایران، وطن؛ دمکراسی؛ آزادی؛ حقوق بشر؛ زن؛ حقوق زن؛ شعائر؛ حجاب؛ استقلال؛ جامعه بی طبقه توحیدی؛ استثمار؛ توحید؛ تقوا؛ برابری؛ مکتب ؛ و دهها و صدها کلمه و مفهوم مقدس توسط رجوی به مذبح برده شده و از درون تهی و بی محتوی شدند. رجوی به همه دروغ گفت و همچنان دروغ می گوید. رجوی به مردم ایران دروغ گفت؛ آنجایی که ادعا کرد بخاطر مردم ایران مبارزه می کند. تمام تلاش رجوی بخاطر کسب قدرت به هر قیمت بود و هزاران نفر از همین مردم توسط مجاهدین ترور شدند و یا در جبهه های جنگ جان باختند. رجوی به هزاران کادر؛ هوادار و سمپاتیزان و خانواده هایشان دروغ گفت و دروغ می گوید؛ آنجایی که خود را ادامه دهنده راه؛ میرزا کوچک خان جنگلی، ستار خان؛ و دکتر محمد مصدق جا زد؛ اما در عمل دست در دست بیگانگان گذاشت. روزگاری اوامر صدام حسین را گردن گذاشت؛ زمانی دیگر تحت امر شیوخ مرتجع عربستان بود؛ حالا هم با ماموران موساد همبستر شده است و ترورهای سفارشی می پذیرد. رجوی ادعا می کرد که می خواهد برای مردم ایران ازادی به ارمغان بیاورد؛ اما در عمل اعضای خود را به بند کشید. جای جای اردوگاه اشرف را به زندان تبدیل نمود و دگراندیشان و منتقدان را حبس و شکنجه کرد. ادعا می کرد که می خواهد انسان طراز مکتب بسازد؛ اما محصول دستگاهش انسانهایی مریض؛ عقب افتاده؛ درهم شکسته و از درون تهی شده بود. رجوی هر چقدر که در دستیابی یه آرزوها و رویاهایش ناکام ماند؛ به عوض تصحیح اشتباهات به دروغ ها و دروغ بافی های بیشتر ؛ مونتاژ؛ جعل و کلاشی روی آورد. مدعی است که در ایران میلیونها هوادار دارد؛ اما بواقع کسی برایش تره خرد نمی کند. برای همین مجبور است با دوز و کلک عکس مسعود رجوی و مریم قجر را با پرداخت پول های کلان روی بسته بندی های شامپو و صابون و یا آگهی های ازدواج و فارغ التحصیلی چاپ کند و همین محصولات را بعنوان مدرک و سند تحویل طرف حسابهای غربی بدهد. با پرداخت پول و ترتیب دادن سفرهای مجانی هزاران پناهنده عرب و افغانی و افریفایی تبار و یا دانشحویان کشورهای اروپای شرقی را به تجمعات خود می کشاند؛ و عکسها و تصاویر آنها را بعنوان طرفداران و هواداران خود در اروپا و آمریکا به خورد نیروهای محبوس و از همه جا بیخبر گرفتار در اشرف می دهد. مدعی است که هزاران عضو فدایی و جان بر کف در عراق دارد که گوش به فرمان وی دارند. اما بیشتر این نیروها برخلاف میل و رغبت خود و به اجبار و با اعمال زندان و شکنجه و تهدید در عراق ماندگار شده اند. اگر اندکی آزادی می بود؛ نود در صد آنها عراق را ترک می کردند. رجوی ترس دارد نیروهای انقلاب کرده اش که قریب به بیست سال است شبانه روز شستشوی مغزی شده اند در ملاقات با خانواده هایشان چون برف در مقابل آفتاب تموز آب شوند؛ به همین علت دو سال آزگار مانع از دیدار پدران و مادران سالخورده با فرزندانشان می شود. دستگاه دیپلماسی رجوی مرکز؛ نقطه وصل و تجمع و محل فروش تمامی این اقدامات شیادانه است. از آنجائیکه رجوی دستیابی به قدرت را نه از طریق کسب حمایت مردمی و مبارزات مشروع و صادقانه؛ بلکه به یمن به دست آوردن دل صاحبان قدرت می داند؛ تمامی محصول و دستاورد دستگاه دروغ و دغل خود را در سیستم دیپلماسی اش به مصرف می رساند. تمامی زاد و ولدها؛ مرگ و میرها؛ ازدواج و طلاق ها؛ خواب و بیداریها؛رفت و آمدها؛ قهر و آشتی ها؛ اعتراض ها و مخالفت ها در داخل کشور به حساب مقاومت و بخاطر مقاومت تلقی شده و بعنوان یبلان کار تحویل اربابان گوناگون می شود. آخرین نمونه این مضحکه رقت بار تحصن سیصد و هفت روزه ( تا تاریخ نگارش این مطلب) مقاومت در شهر ژنو میباشد. یک عده پناهنده افغانی بی پناه را با پولی اندک جمع کرده و بساطی پهن کرده اند تحت نام " کارزار ژنو" . هقته قبل به همراه تعدادی از دوستان ژنو بودیم؛ رفتیم محل تجمع هواداران فرقه ؛ اما هر قدر نگاه کردیم کارزاری ندیدیم. محوطه ای خالی از انسان؛ اما پر از پرچم و آرم و عکس رجوی. از مقاومت اشرف نشان خبری نبود؛ اما سنگ توالت شان بود. طناب دارشان را هم جا گداشته بودند. به نیایت از مسعود رجوی که تمامی جدا شده گان را به اعدام محکوم کرده است؛ رفیق مان امیر خان موثقی را موقتا دار زدیم تا شاید مسعود رجوی در مخفیگاهش اندکی دلش خنک شود. با یکی دو نفری که بساط مقاومت مجاهدین در ژنو را می چرخاندند سر صحبت را باز کردیم؛ با لهجه شیرین اففانی تکلم می کردند. خودشان نمی دانستند برای چی آنجا هستند؛ راجع به شعارهایی که بر پلاکادرهایشان چاپ شده بود پرسیدیم؛ اظهار بی اطلاعی نمودند. گفتند اگر سوالات بیشتری داریم بعدا باید مراجعه کنیم. بزرگترین خیانت رجوی؛ خیانت به کلمه بود.
بهزاد علیشاهی و کریم حقی در محل کارزار عظیم اشرف نشانان در ژنو
بهزاد علیشاهی و شهروز تاجبخش تمام سوراخ سنبه ها را می گردند تا شاید اثری از همراهان مقاومت بیابند
امیر خان موثقی که با طناب دار مجاهدین در محل کارزار عظیم اشرف نشانان در شهر ژنو حلق آویز شد
امیر خان موثقی در حال فتح مقر اشرف نشانان در شهر ژنو قبل از اعدام ---------- [ Wed 4 Apr 2012 ] [ 10:19 قبل از ظهر ] [ مجید روحی ]
گفتگوی صمیمی (برنامه اول) گفتگو پیرامون انتقال اعضای فرقه تروریستی مجاهدین خلق به کمپ موقت ترانزیت موسوم به لیبرتی . ... سلام عرض می کنم خدمت بینندگان آشنایان دوستان دردمندان و رنج کشیدگان از سازمان مجاهدین که بنوعی دردمند مشکلاتی هستند که این سازمان در طول زندگی شان برای شان بوجود آورده است . در کنار دوستان مان هستیم آقای علی جهانی و همچنین آقای تاج بخش با این امید که در واقع از امروز و طی هفته های آینده گفتگوئی را شروع کنیم بنام گفتگوی صمیمی، گفتگوی صمیمی می پردازد به اصلی ترین و جدی ترین مسایلی که سازمان مجاهدین با آن درگیر هست و من فکر می کنم که هیچکس بهتر از رها شده گان از این سازمان دارای صلاحیت نیستند که در رابطه با دیدگاه ها نقطه نظرات و استراتژی سازمان ابراز نظر کنند و تجربه گذشته نشان داده که در واقع ابراز نظرات این دوستان صحت و ثقمش در طول ایام به اثبات رسیده است ... میلاد آریایی، ایران قلم، بیست و هشتم مارس 2012http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/5932-IranGhalam-Ghoftegho-28.03.2012.htm مهمانان این برنامه : آقایان علی جهانی و شهروز تاج بخش لینک به قسمت اول مصاحبه در یوتیوب . لینک به قسمت دوم مصاحبه در یوتیوب .
میلاد آریائی:
میلاد آریائی:
علی جهانی: لینک به قسمت اول مصاحبه در یوتیوب . لینک به قسمت دوم مصاحبه در یوتیوب .
--------- [ Wed 28 Mar 2012 ] [ 3:54 بعد از ظهر ] [ مجید روحی ]
... وکلای وزارت خارجه آمریکا می گویند که فرآیند حذف یا ابقای نام سازمان مجاهدین خلق در این فهرست نیازمند بررسی های دقیق در میان اطلاعات فوق سری است. به گفته این وکلا هر گونه تلاش برای ورود یا دخالت قوه قضاییه در روند این تصمیم گیری "بدعتی خطرناک و نگران کننده" است و "قاضی باید این شکایت را رد کند". به عقیده وکلای وزارت امورخارجه آمریکا، تصمیم گیری در مورد حذف نام سازمان مجاهدین خلق از فهرست گروه های تروریستی آمریکا نیازمند تصمیم گیری بسیار حساس در سطح امنیت ملی این کشور است و موضوعی است مرتبط با مسائل حقوق بشر. این در حالی است که هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، ماه گذشته گفته بود که همکاری مجاهدین خلق در تعطیل کردن اردوگاه اشرف را در تصمیم گیری ایالات متحده درباره ماهیت این گروه مهم می داند ... بی بی سی، بیست و هشتم مارس 2012http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2012/03/120327_u07_mek_us_court.shtml لینک به متن گزارش رویترز (انگلیسی)http://iran-interlink.org/?mod=view&id=12007 وکلای وزارت امورخارجه آمریکا به شکایت سازمان مجاهدین خلق پاسخ دادند و خواستار پرهیز دستگاه قضایی این کشور از هرگونه دخالت در تصمیمات دولتی شدند. اما وکلای وزارت خارجه آمریکا می گویند که فرآیند حذف یا ابقای نام سازمان مجاهدین خلق در این فهرست نیازمند بررسی های دقیق در میان اطلاعات فوق سری است. ----------- [ Wed 28 Mar 2012 ] [ 10:42 قبل از ظهر ] [ مجید روحی ]
... موضوع خدمات پزشکی در تشکیلات مجاهدین داستانی طولانی دارد و کار درمان نیز همانند هر موضوع دیگری در تشکیلات مجاهدین تحت تاثیر قوانین فرقه بوده و روند خاصی در مداوای بیماران طی میشود که با دنیای بیرون تفاوتهای ماهوی دارد.خیلی خوب میدانیم کسانی که در تشکیلات مجاهدین تحت نام پزشک خدمت میکنند اغلبشان هرگز درس و دانشگاهشان را تمام نکردند و صرفاً دانشجویان رشته پزشکی بودند که در اثر فریبکاریهای مجاهدین در مقطع عملیات فروغ جاویدان در سال ۱۳۶۷ درس و تحصیل را در خارج رها کرده و و تنها برای مقطع کوتاهی وارد تشکیلات مجاهدین شدند ولی هیچگاه موفق نشدند مجدداً بر سر درس و تحصیلشان در کشورهای مبدأ برگردند و باید گفت آنها بهطور مضاعف قربانی تشکیلات فرقهای مجاهدین هستند ...
سیدحجت سیداسماعیلی، عضو پیشین شورای مرکزی و ستاد اطلاعات مجاهدین، ایران دیدبان، بیست و هشتم مارس 2012 روز چهارشنبه ۲۱مارس۲۰۱۲ آقای مارتین کوبلر در جلسه پارلمان اروپا در بروکسل شرکت کرد و گزارشی از آخرین وضعیت سازمان مجاهدین در کمپ موقت ترانزیت را به نمایندگان عضو کمیسیون خارجی این پارلمان ارائه داد. آقای مارتین کوبلر ضمن گزارش در موضوعات مختلف به موضوع پزشکی که به دعوایی بین مجاهدین و مدیریت کمپ موقت ترانزیت تبدیل شده است اشاره کرد. وی گفت: «به لحاظ پزشکی نیز دو پزشک و شش پرستار در اختیار هستند. انتقال فوری بیماران به بیمارستانی خارج از لیبرتی نیز در نظرگرفته شده است. احداث کلینیکی در کمپ لیبرتی از طرف مجاهدین رد شده است از یک طرف سازمان دکترهای عراقی را قبول ندارد و می خواهد از دکترهای خودش استفاده بکند از طرف دیگر دکترهای مجاهدین را دولت عراق قبول ندارد و خواستار بررسی مدارکشان هست.» موضوع خدمات پزشکی در تشکیلات مجاهدین داستانی طولانی دارد و کار درمان نیز همانند هر موضوع دیگری در تشکیلات مجاهدین تحت تاثیر قوانین فرقه بوده و روند خاصی در مداوای بیماران طی میشود که با دنیای بیرون تفاوتهای ماهوی دارد. خیلی خوب میدانیم کسانی که در تشکیلات مجاهدین تحت نام پزشک خدمت میکنند اغلبشان هرگز درس و دانشگاهشان را تمام نکردند و صرفاً دانشجویان رشته پزشکی بودند که در اثر فریبکاریهای مجاهدین در مقطع عملیات فروغ جاویدان در سال ۱۳۶۷ درس و تحصیل را در خارج رها کرده و و تنها برای مقطع کوتاهی وارد تشکیلات مجاهدین شدند ولی هیچگاه موفق نشدند مجدداً بر سر درس و تحصیلشان در کشورهای مبدأ برگردند و باید گفت آنها بهطور مضاعف قربانی تشکیلات فرقهای مجاهدین هستند. بنابراین کسانی که مجاهدین از آنها تحت عنوان پزشک نام میبرند کسانی هستند که حتی علم و علومشان در حد یک پرستار ساده هم نیست؛ چه رسد به اینکه آنها در رشته خاصی تخصص هم داشته باشند. در ثانی پزشکان نیز همانند سایر اعضای مجاهدین بهمدت سیسال است که با دنیای بیرون هیچ ارتباطی ندارند و همان مقدار علم و علومی هم که دارند کهنه و قدیمی شده است. از سوی دیگر کسانی که مجاهدین آنها را پزشک مینامند چرا هیچ مدرک پزشکی ندارند و اگر دارند چرا مجاهدین آنها را رو نمیکنند تا ضمن استعلام مدارک از دانشگاههای مربوطه و تائید رشته تخصصی آنها توسط مراجع ذیصلاح عراقی و بینالمللی، آنها بتوانند بیماران را در کمپ مداوا کنند. اگر مجاهدین هیچ ریگی به کفش ندارند چرا در انجام این مراحل پیشقدم نمیشوند. پس چه مشکلی وجود دارد؟ و حال سؤال از مجاهدین این است: اینکه دولت عراق خواسته است مدارک تحصیلی کسانی را که مجاهدین ادعا دارند آنها پزشک هستند و میتوانند خودشان کلینیک احداث کرده و بیماران را مداوا کنند را بررسی کند، حرف غیر منطقی است؟ و واقعاً چرا مجاهدین از این حرف و پیشنهاد استقبال نمیکنند؟ آنها چه درد و مرضی دارند که هر کار انسانی را پس میزنند؟ اگر رهبری مجاهدین کوچکترین ارزشی به سلامتی ساکنان کمپ قائل بود منطقاً و باید از پزشکان عراقی در مداوای بیماران استقبال میکرد. بنابراین میتوان گفت درد مجاهدین از درمان بیماران توسط پزشکان عراقی ترس از ارتباطی است که بدین وسیله بین ساکنان کمپ و آدمهای دنیای بیرون از تشکیلات مجاهدین ایجاد میشود. پس این رابطه ایجاد شده است که سراپای رهبری مجاهدین را به لرزه در میآورد و نه موضوع درمان بیماران. حال رهبری مجاهدین را ببینید که در دنائت و بیشرمی تا کجا پیش رفته است که حاضر است ساکنان در کمپ موقت ترانزیت از درد و بیماری بمیرند ولی به پزشکِ خارج از تشکیلات مجاهدین مراجعه نکنند. پس این خیلی وحشتناک خواهد بود که بخواهیم مداوای بیماران را بهدست چنین افرادی که تنها ادعای پزشکی دارند بسپاریم. بنابراین نه صلیب سرخ جهانی و نه سازمان ملل نباید چنین اجازهای را به تشکیلات مجاهدین بدهند که با جان انسانها تنها بهخاطر حفظ حصارهای تشکیلاتی و منافع فرقهای رهبران مجاهدین بازی کنند و این نهایت بیشرمی و گستاخی خواهد بود. ضمن اینکه باید یادآوری کرد همین تعداد اندک کسانی را هم که مجاهدین آنها را پزشک مینامند طی سیسال اخیر هرگز روی بیمارستانی را در عراق ندیدهاند حال چطور میتوانند ادعای پزشکی با علم روز را بکنند. طبابت در مجاهدین یک حرفه مستقل نیست و بر اساس رأی و نظر مسئولین فرقه در هر ارتش و بخش و قسمت است. تنها تشخیص آنها این است که کسانی مشکلات تشکیلاتی دارند و بهعنوان بیمار به پزشک مراجعه میکنند بیماران واقعی نبوده و کسانی هستند که دارند تمارض میکنند. صِرف داشتن تخصص پزشکی شرط درمان بیماریها در تشکیلات مجاهدین نیست. کسانی میتوانستند در تشکیلات مجاهدین طبابت کنند که خودسرسپرده و مطیع تشکیلات بوده و مطابق خط و خطوط داده شده در رابطه مداوای بیماران عمل میکردند و کسانیکه صرفاً با تخصص پزشکی میخواستند بیماران را درمان کنند از امر درمان و طبابت کنار گذاشته میشدند. بهعنوان مثال در فاز اول انقلاب ایدئولوژیک در سال۱۳۶۴ اغلب بیماریها باید در سایه انقلاب درمان میشدند و اگر نشریات آن موقع مجاهد را نگاه کنید گزارشات گوناگونی از اعضای سازمان را خواهید دید که به درمان بیماریهایشان در سایه انقلاب اقرار کردهاند و بر این پایه بود اغلب کسانی که دارای بیماریهای مزمن مثل سردردهای میگرنی، کمردرد و... بودند یا باید اذعان میکردند که بیماریشان در سایه انقلاب ایدئولوژیک خوب شده و دیگر دارو مصرف نمیکنند و یا متهم به این میشدند که آنها هنوز انقلاب نکردهاند. رهبری مجاهدین با شیادی تمام از پزشکان هم در راستای پیشبرد اهداف فرقهای تشکیلات نهایت سوءاستفاده را میکرد. آنها مجبور میشدند در نشستهای انقلاب اعتراف کنند خیلی از بیماریهایشان در اثر انقلاب خوب شدند و دیگر دارو مصرف نمیکنند پس بنابراین بیشترین فشارها روی کسانی بود که هنوز طبق خواسته رهبری تشکیلات نمیتوانستند به دروغ اقرار کنند که بیماریشان بهخاطر انقلاب خوب شده است. نتیجه اینکه امر طبابت در مجاهدین هم آلوده به موضوعات فرقهای و قوانین فرقه است و طبابتِ مستقل از دستورات فرقهای وجود ندارد. مداوای هر بیمار و تشخیص هر پزشک در تشکیلات مجاهدین بسته به وضعیت تشکیلاتی فرد و خواسته مسئولین داشت. پزشکانی که در حال حاضر در تشکیلات مجاهدین حضور دارند اغلب پزشکان عمومی با تحصیلات ناقص به شمار میروند. بهنحویکه به دلیل محیط بسته و ایزوله قرارگاه اشرف و از آنجائی که آنها به هیچ منبع پزشکی چه از طریق اینترنت و یا مراجعه حضوری به متخصصین و پزشکان در بیمارستانهای عراق دسترسی نداشتند، تقریباً همان علوم اندکی که هم داشتند کهنه و قدیمی میشود. البته آنها خودشان هم از این بابت و در محفلهای خصوصیشان احساس ناراحتی میکردند. تمامی پزشکان در تشکیلات مجاهدین در خدمت امیال و اهداف فرقه عمل میکنند. در همین رابطه میتوان از خانم دکتر نفیسه بادامچیلار از اعضای شورای رهبری مجاهدین و به عنوان تنها پزشک زن که در تشکیلات مجاهدین تماماً از تخصصش در راستای خواستههای رهبری مجاهدین سوءاستفاده میشود، نام برد. وی در تشکیلات مجاهدین مسئول درآوردن رحم زنانی بود که به شورای رهبری سازمان راه یافته و توسط مریم رجوی تائید میشدند. هرچند خود وی در شروع انقلاب ایدئولوژیک اساساً با انقلاب همراه نبود و زاویههای جدّی داشت ولی جبر و اجبار تشکیلاتی و فشارهای طاقت فرسایی که روی زنان در تشکیلات آورده میشد وی نیز به تدریج وارد جریاناتی شد که هرگز فکر نمیکرد روزی برسد که از تخصصش در مسیر نابودی انسانها سوءاستفاده شده و خودش هم با این عمل ضد انسانی همراه شود. در رابطه با وضعیت عقب ماندگی تخصصی پزشکان هم در تشکیلات مجاهدین ذکر یک نمونه خالی از لطف نیست. یادم میآید در سال ۱۳۶۸، زمانیکه من در کشور ترکیه در ماموریت بودم بر اثر یک حرکت ناگهانی مینیکس (رباط) پایم پاره شد که مجبور شدم برای مداوا به یک پزشک متخصص در ترکیه مراجعه کنم که پس از انجام معاینات لازم و عکسبرداری سیتی اسکن، پارگی مینیکس پایم را تائید کرد و قرار شد من برای ادامه درمان و به طور مشخص عمل جراحی به بغداد بازگردم و همین کار را هم کردم و به بغداد برگشتم. در آن مقطع ستاد اطلاعات در قرارگاه اشرف مستقر بود و من هم در نوبت عمل جراحی بودم . یک روز به دلیل اینکه پایم به شدت درد میکرد به بیمارستان در قرارگاه اشرف و به یکی از پزشکان مراجعه کردم. وضعیت پایم و کارهایی را که در ترکیه انجام داده بودم را برای دکتر مربوطه توضیح دادم. به او گفتم که دکتر متخصص در ترکیه پایم را سیتی اسکن کرده و عکس های آن هم موجود است. وقتی عکسها را به او نشان دادم او با تعجب تمام آنها را نگاه کرد و گفت: «... اینها را در ترکیه گرفتهاند؟ خدای من نگاه کن چقدر پیشرفت در دنیای پزشکی... باورم نمیشود... یک لحظه بگذار اینها را به بقیه پزشکان هم نشان بدهم...» او در حالیکه عکسها را در دست داشت به سایر پزشکان در بیمارستان مراجعه کرده و به آنها میگفت بیایید و ببینید که چه چیزهایی اتفاق افتاده و پزشک مربوطه با هیجان تمام عکسهای سیتی اسکن شده پای مرا به آنها نشان میداد. در حالیکه این کار در دنیای بیرون یک کار معمول پزشکی بود ولی به دلیل اینکه در تشکیلات فرقه تمامی اعضا از دنیای بیرون از خودشان در قطع ارتباط کامل بودند بنابراین تمامی معلومات آنها نه تنها به روز نمیشد حتی کهنهتر هم میشد. این وضعیت یعنی بیسوادی پزشکان بدجوری در تشکیلات توی چشم میزد بهنحویکه مریم رجوی در مقطعی مجبور شد تمامی پزشکان را برای به روز شدن اطلاعاتشان به برخی از بیمارستانهای عراقی در بغداد بفرستد. ولی باز به دلیل ماهیت فرقهای مجاهدین و اینکه ممکن است وضعیت دنیای بیرون تعادل درونی آنها را به هم بریزد (مسائل جنسی و فضای دنیای آزاد و...) این وضعیت زیاد دوام نیاورد و بعد از یکی دو روز تشکیلات مجبور شد کلاسهایی را در قرارگاه اشرف تشکیل داده و از متخصصین عراقی بخواهند تا در اشرف برای آنها تدریس کنند که آن هم بعد از مدت کمی برچیده شد. بنابراین پزشکان نیز در تشکیلات مجاهدین تماماً تحت کنترل شدید تشکیلاتی بودند و با بقیه هیچ فرقی نداشتند و تنها تفاوت در این بود که از حرفه آنها در راستای اهداف فرقه سوءاستفاده کامل میشد. تشدید فشار بر بیماران و وادار کردن آنها به کارهای سنگین و متهم کردن اینگونه افراد به تمارض، به مرور در مناسبات فرقه و مشخصا بعد از سال۱۳۷۴ و بحثهای حوض شکل گرفت. متأسفانه برخوردها با بیماران به شکلی تغییر کرده بود که میتوان آن را تنها با عمل شکنجه مقایسه کرد. بنابراین اولین مسئولیت پزشکان در تشکیلات مجاهدین درمان نبود بلکه آنها هم وسیلهای برای توجیه اهداف رهبری فرقه بودند و در راستای تمایلات وی به کار گرفته میشدند. این پزشکان بسته به وضعیت بحثهای ایدئولوژیک که رجوی آن را در تشکیلات پیش میبرد و در راستای اهداف رهبری فرقه در نشستهای ایدئولوژیک - تشکیلاتی بلند شده و به نحوی تلاش میکردند انقلاب ایدئولوژیک رجوی را بهترین درمان برای دردهای انسانها قلمداد کرده و کاملاً زیر آب حرفه پزشکی خودشان را هم بزنند. آنها در خیلی جاها مجبور بودند بدون اینکه خواست درونی و قلبیشان باشد مطابق سناریوهای از پیش تعیین شده رهبری گام بردارند در غیر اینصورت خودشان تبدیل به سوژه بحث میشدند. نتیجه اینکه حرفه پزشکی هم از جمله موضوعات دیگری است که در تشکیلات مجاهدین از تعدّی و تجاوزات وحشیانه رهبری مجاهدین در امان نمانده و رجوی در این زمینه هم مثل هر جُرم و جنایت دیگرش تاکنون پاسخگوی اعمالش نبوده و هنوز حساب آن را پس نداده است. ------- [ Wed 28 Mar 2012 ] [ 10:41 قبل از ظهر ] [ مجید روحی ]
... در یک نگاه کلی سازمان مجاهدین اکنون به عنوان یک نیروی وابسته در جرگه نیروهای اپوزیسیون حکومت تهران قطعاً قابل بررسی نیست. این نیرو قبل از هر چیز بایست به لحاظ درونی پاسخگوی نقض ابتدایی ترین حقوق افراد در روابط اش و به لحاظ بیرونی وابستگی و همکاری مستقیم با بیگانگان و بویزه اسراییلی ها باشد. چنین پدیدهای در روند تلاشی و نابودی فیزیکی خود اکنون پس از مجبور شدن به ترک خاک عراق تنها و تنها به دست کشورهای غربی و بویژه آمریکا چشم دوخته که چگونه با وی معامله میکنند و در این مسیرهر گونه ابتکار عملی را چون 2 دهه گذشته کاملاً از دست داده استو تنها مجری اوامر نیروهای ضد ایرانی است. در تحلیل نهایی سازمان مجاهدین و شخص رجوی درحال حاضر تلاش میکند که هر طور شده حداقل ...
میلاد آریایی، ایران قلم، بیست و هفتم مارس 2012http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/5930- بزرگترین اشتباه استراتزیک مجاهدین طی دهه های اخیر زمانی آغاز شد که پذیرفتند پای مجامع حقوقی و بینالمللی به مسایل انان باز شود و رهبری خودشیفته رجوی فکر میکرد قادر خواهد بود که شرایط را به نفع خود تغییر دهد ولی نه تنها اینگونه نشد بلکه سرآغاز یکی سخت ترین و پر مصیبت باز ترین مراحل زندگی آنان تا به نابودی آغاز گردید. ------ [ Tue 27 Mar 2012 ] [ 4:31 بعد از ظهر ] [ مجید روحی ]
پاسخ های واهی مجاهدین به اتهامات واقعی ظاهرا سازمان در حال حاضر هیچ موضوعیت و مشروعیتی برای قضاوت و توضیح در جهت رفع شبهات قائل نیست . ... آمریکایی ها آنگونه که بارها و بارها در بیانیه های مختلف مورد تأکید قرار داده، اذعان نموده اند که سازمان مجاهدین دروغگو و فریبکار است و همچنین بر قول و قرارها و حرف ها و ادعاهای سازمان اعتمادی نیست. آنها صراحتا به این نکته اشاره کرده که سازمان فاقد حداقل پرنسیب های اخلاقی است و به هیچ قاعده و الزام اخلاقی پایبند نیست. آنها تأکید کرده اند وقتی سازمانی به سادگی گذشته خود را انکار می کند، دلیلی بر پایبندی به وعده هایی که می دهد وجود ندارد. در واقع غربی ها بارها و بارها از سوراخ خوش بینی خود توسط رجوی گزیده شده اند. اما رجوی کماکان اصرار دارد از این امکان برای رفوکردن خرابی های خود استفاده کند. روی همین اصل هم با روکش کردن امثال عابدینی سعی در رفو کردن افتضاح تازه یعنی اجیر کردن سیاستمداران آمریکایی نموده است ...
بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، بیست و هفتم مارس 2012http://www.mojahedin.ws/?p=7465
-------- [ Tue 27 Mar 2012 ] [ 4:30 بعد از ظهر ] [ مجید روحی ]
... وزارت امور خارجه آمریکا در پاسخ به این درخواست به دادگاه استیناف گفت:" حذف مجاهدین از فهرست سازمان های تروریستی آمریکا، با وجود داشتن سابقه ای طولانی از تروریسم، مانع مهمی را که در برابر قابلیت مجاهدین خلق برای اقدام آزادانه در آمریکا وجود دارد، از میان خواهد برداشت." در ادامه پاسخ وزارت امور خارجه آمریکا آمده است: " علاوه بر این دستوری مبنی بر انجام اقدامی سریع توسط وزیر امور خارجه در یک بازه زمانی تعیین شده و در شرایطی که موضوعی بسیار پیچیده و ظریف در مقابل ایشان قرار دارد، کاملا نامناسب به نظر می رسد" . وزارت امور خارجه در پایان اخطار داد که اقدام دادگاه استیناف دخالتی جدی در تلاش های صورت گرفته برای حل موضوع اشرف نیز به شمار می رود ... انجمن عدالت به نقل از رویترز، بیست و هفتم مارس 2012http://edalatjusticesociety.com/pages/?id=2899 لینک به متن اصلی گزارش رویترز (انگلیسی)http://iran-interlink.org/?mod=view&id=12007 انجمن دفاع از قربانیان تروریسم به نقل از خبرگزاری رویترز: دولت اوباما روز دوشنبه از دادگاه استیناف خواست که از دخالت در فرایند بازبینی و تصمیم گیری در خصوص حذف گروه مجاهدین خلق از فهرست سازمان های تروریستی آمریکا خودداری کند. --------- [ Tue 27 Mar 2012 ] [ 4:30 بعد از ظهر ] [ مجید روحی ]
ملاقات درجهت تعیین تکلیف سازمان مجاهدین و مقدمات رهایی اعضای گرفتار گزارش شماره یک . ... در روز۲۶مارس تعدادی از جداشدگان از سازمان مجاهدین خلق شامل نمایندگانی از انجمن ها و کانونهای فعال حقوق بشری از کشورهای هلند و آلمان در مقر اروپایی سازمان ملل متحد در ژنو حاضر شده و طی ملاقات با دفااتر نمایندگی دولتهای مرتبط با موضوع مجاهدین د رژنو منجمله دفتر نمایندگی دولت عراق و آمریکا ضمن افشاگری در مورد عملکرد سازمان مجاهدین و قصد آنها در به بند کشیدن اعضایشان در کمپ لیبرتی و اشرف و بازگو کردن شمه ای از توطئه ها و عملکردهای سازمان مجاهدین خواستار نظارت هر چه بیشتر نهادهای بین المللی و اعطای حقوق اولیه انسانی به اعضای مجاهدین در دو کمپ اشرف و کمپ موقت لیبرتی شدند.این هیئت خواستار تماس آزادانه با خانواده ها وارتباط آزادانه با دنیای بیرون ازجمله داشتن ارتباط تلفن و ایمیل ... کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، بیست و هفتم مارس 2012http://www.cibloggers.com/?p=10505 در روز۲۶مارس تعدادی از جداشدگان از سازمان مجاهدین خلق شامل نمایندگانی از انجمن ها و کانونهای فعال حقوق بشری از کشورهای هلند و آلمان در مقر اروپایی سازمان ملل متحد در ژنو حاضر شده و طی ملاقات با دفااتر نمایندگی دولتهای مرتبط با موضوع مجاهدین د رژنو منجمله دفتر نمایندگی دولت عراق و آمریکا ضمن افشاگری در مورد عملکرد سازمان مجاهدین و قصد آنها در به بند کشیدن اعضایشان در کمپ لیبرتی و اشرف و بازگو کردن شمه ای از توطئه ها و عملکردهای سازمان مجاهدین خواستار نظارت هر چه بیشتر نهادهای بین المللی و اعطای حقوق اولیه انسانی به اعضای مجاهدین در دو کمپ اشرف و کمپ موقت لیبرتی شدند.این هیئت خواستار تماس آزادانه با خانواده ها وارتباط آزادانه با دنیای بیرون ازجمله داشتن ارتباط تلفن و ایمیل و نیزحق تصمیم گیری فردی در مورد آینده و پروسه پناهندگی فردی فارغ از اعمال فشارهای فرقه ای سازمان مجاهدین شدند. در جریان این ملاقاتها مدارکی در باره عملکرد سازمان مجاهدین و نیز نامه ای شامل درخواستهایی که به امضای تعداد زیادی از جداشدگان رسیده بود به دفاتر نمایندگی های ذیربط تقدیم شد. این ملاقات ها در شر ایطی انجام میگرد که سازمان مجاهدین قصد دارد با وارونه جلوه دادن حقایق در مورد کمپ لیبرتی همچنان فشارهای تشکیلاتی را بر اعضای خود ادامه دهد و مناسبات فرقه ای را حفظ کند. مشروح کامل این ملاقاتها همراه با عکس ونیز ملاقات های روزهای آینده این هیئت متعاقبا به اطلاع خواهد رسید. ----------- [ Tue 27 Mar 2012 ] [ 4:29 بعد از ظهر ] [ مجید روحی ]
... یکی از دوستان قدیمی مسعود رجوی که در زمان شاه با او در زندان بود و الآن در پاریس زندگی میکند، چنین میگوید: داشتم از وضعیت خودم در کمپ اشرف برایش توضیح میدادم که چگونه بود و چه بلاهایی که بر سرمان نیاوردند. راستش اول باور نمیکرد. بعد که با فاکت مشخص به او گفتم و یک سری مطالب در این رابطه داشتم و به او نشان دادم گفت، میدانید من سالیان سال است که از این فرقه جدا شدم. درهمان زمان که من و مسعود در زندان با هم بودیم، خیلی از این حرفهای مسعود دافعه بر انگیز بود. البته بگذار بگویم یکبار که میخواستم نزد او در خانه اش بروم، باید از چند ایست و بازرسی عبور میکردم. ولی من اجازه ندادم که مرا بازرسی بدنی بکنند. خلاصه وارد شدم و به مسعود گفتم این پاسدار بازیها یعنی چی؟ با ما دیگه چرا؟ که مسعود ... همایون کهزادی، ایران قلم، پاریس، بیست و هفتم مارس 2012http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/5929-Kahzadi-Fropashi-26.03.2012.htm یکی از دوستان قدیمی مسعود رجوی که در زمان شاه با او در زندان بود و الآن در پاریس زندگی میکند، چنین میگوید: داشتم از وضعیت خودم در کمپ اشرف برایش توضیح میدادم که چگونه بود و چه بلاهایی که بر سرمان نیاوردند. راستش اول باور نمیکرد. بعد که با فاکت مشخص به او گفتم و یک سری مطالب در این رابطه داشتم و به او نشان دادم گفت، میدانید من سالیان سال است که از این فرقه جدا شدم. درهمان زمان که من و مسعود در زندان با هم بودیم، خیلی از این حرفهای مسعود دافعه بر انگیز بود. البته بگذار بگویم یکبار که میخواستم نزد او در خانه اش بروم، باید از چند ایست و بازرسی عبور میکردم. ولی من اجازه ندادم که مرا بازرسی بدنی بکنند. خلاصه وارد شدم و به مسعود گفتم این پاسدار بازیها یعنی چی؟ با ما دیگه چرا؟ که مسعود سر این حرف من خیلی ناراحت و نشست در این باره ساعتها بحث کرد. دشمن از هر امکانی بر علیه ما استفاده میکند. ما باید خودمان هوشیار باشیم. خلاصه از این حرفها! ----------- [ Tue 27 Mar 2012 ] [ 4:28 بعد از ظهر ] [ مجید روحی ]
... نوری المالکی، نخست وزیر عراق مبارزه با تروریسم را یکی از موضوعات اصلی نشست سران اتحادیه عرب که به زودی در بغداد برگزار می شود، عنوان کرد. نوری المالکی روز یک شنبه، با نبیل العربی، دبیر کل اتحادیه کشورهای عرب مذاکره کرد. وی در این دیدار گفت:عراق قربانی واقعی تروریسم بوده و آسیب های جدی از عملیات تروریستی در درون مرزهای خود دیده است. وی ادامه داد: عراق با تمام توان برگزاری موفق نشست سران اتحادیه عرب را تایید کرده و برای حل مسایل مشترک پیش روی کشورهای عربی پیشنهادهای خود را مطرح می کند. نبیل العربی در این مذاکره از تدارکات عراق در زمینه برگزاری نشست سران اتحادیه عرب تقدیر کرد ...
خبرگزاری چین، بیست و ششم مارس 2012http://persian.cri.cn/141/2012/03/26/1s120259.htm لینک به متن کامل گزارش شینهوا (انگلیسی)http://iran-interlink.org/?mod=view&id=12002
----------- همچنین: ریچارد سیلورستین: مجاهدین از راه ترور کسب درآمد می کنند . ... سیلورستین منبع درآمد مجاهدین را ترور هایی خواند که برای سازمان موساد در ایران انجام می دهند و اضافه کرد: بدون شک موساد خوب پول می دهد! من حتی احتمال می دهم ۴۰۰ میلیون دلاری را که بوش برای ایجاد بی ثباتی در ایران در سال ۲۰۰۷ میلادی اختصاص داده بود در اختیار مجاهدین یا موساد یا هر دوی آنها قرار گرفته باشد. این روزنامه نگار یهودی در ادامه ضمن انتقاد شدید از حامیان غربی این گروه گفت: معلوم نیست حمایتهای «آلن درشوویتز» وکیل آمریکایی که در حمایت از اسرائیل زبان زد است از گروه مجاهدین در قبال چه مقدار پول صورت گرفته است؟ من که شوکه می شوم اگر او خود را ارزانتر از ۵۰۰۰۰ دلار فروخته باشد ... تیکون اولام (ترجمه انجمن نجات)، یازدهم مارس 2011http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=12215 لینک به متن اصلی (انگلیسی)http://iran-interlink.org/?mod=view&id=11909 روزنامه نگار و وبلاگ نویس مشهور یهودی در مقاله ای که در وبلاگ خود منتشر کرد، گروه مجاهدین را یک فرقه سیاسی خواند که از راه ترور کسب درآمد می کند. ---------- [ Mon 26 Mar 2012 ] [ 4:53 بعد از ظهر ] [ مجید روحی ]
... اما انتقال از اشرف به لیبرتی از نظر اینجانب وقتی کار ساز است که در کنار آن افراد بتوانند اولآ بطور آزادانه با خانواده های خود ملاقات خصوصی داشته باشند بدون حضور افراد سازمان، دومآ برای کسانی که تمایل به ماندن در سازمان را ندارند و حتی تمایل به بازگشت به ایران را هم ندارند مکانی زیر نظر سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی در نظر گرفته شود تا افرادی که مایل هستند بتوانند از آن طریق کما مثل سابق برای خروج از عراق اقدام نمایند، دولت عراق و نیز سازمان های بین المللی که دست در موضوع جابجائی از اشرف به لیبرتی دارند بایستی مقدم بر هر چیزی دیدار افراد با خانواده هایشان را در نظر داشته باشند، سازمان های حقوق بشری نبایستی بر ایستادگی خانواده هائی که اکثرآ پدران ومادران سالخورده هستند و ...
ادوارد ترمادو، ایران سبز، بیست و ششم مارس 2012http://www.iran-sabz.de/2Haupt/2012/martz/060.HTM در دوران صدام حسین در عراق کمپ رمادی زیر نظر سازمان ملل و کمیته صلیب سرخ جهانی بود و به افرادی که از ایران به هر دلیلی به عراق پناه می اوردند یا کسانی که از سازمان مجاهدین جدا می شدند تا حل و فصل مسا ئل پناهندگی در کشور ثالثی اسکان می داد، معمولآ در اردوگاه رما دی این مسا ئل به کندی پیش می رفت و ممکن بود که فردی حتی چند سال برای گرفتن پناهندگی از کشور ثالثی در اردوگاه رمادی منتظر بماند اما در نها یت مشکل فرد حل می شد، نمونه آن بچه های جدا شده ای هستند که اکن.ن در کشور های اروپائی خصوصآ در دانمارک و در هلند و یا در دیگر نقاط اروپا و حتی امریکا یا کانادا هستند. * * * ادوارد ترمادو، میهمان برنامه به عبارت دیگر، مارس 2011 ادوارد تِرمادو، مهمان برنامه به عبارت دیگر، زندگی پرماجرایی را از سر گذرانده است. او 9 سال اسیر عراقی ها بوده، در زندان ابوقریب زندانی بوده، به ارتش سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق پیوسته، بعد زندانی آنها شده، سر از زندان اوین درآورده است. او می گوید از رفتن به جبهه پشیمان نیست ولی پیوستن به مجاهدین خلق بزرگترین اشتباه زندگی اش بوده است. چرا و چگونه یک مسیحی جذب سازمانی با تفکر اسلامی شد؟ با او اخیرا در خانه اش در شهر کلن آلمان صحبت کردم. |
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||