|
صدای جدا شدگان از فرقه رجوی | ||
|
قرارگاه فریبا موزرمی را صدام حسین تازه هدیه کرده بود به مسعود رجوی همه را بردن از اشرف قرارگاه را نگاه کنند در العماره جنوب عراق. مسئولین میگفتن با هزار تلاش توانستیم این قرارگاه را از صدام بخریم و از اینجا که نزدیک به مرز ایران است راحت عملیات میکنیم قرارگاه تعدادی ساختمان سیمانی داشت با یک زندان من در تشکیلات بحثم شد با زهره قائمی و توطئه های برای من چید که کشید به نشستهای قرارگاه 250 نفری که بعد در یک اطاق زندانیم کردن که مسئولین می امدن مسخره میکردند و میخندیدن تا یک روز بابک رهنورد امد گفت یک نامه بنویس معذرت خواهی کن تمامش کن برگرد به یگانت شبها نفرات میروند عملیات و لوله های نفت ایران را منفجر میکنند گفتم شما با رژیم ایران میجنگید یا با لوله های نفتی که برای مردم ایران است بابک چیزی نگفت جوابی نداشت بعد بحث را عوض کرد گفت برادر مجید این ساختمانها را که میبینی همه از خون شهدا ساخته شده . وقتی این را شنیدم نتوانستم خودم را نگه دارم زدم زیر خنده گفتم بابک این ساختمانها که سیمانی هستن وبتون و از اجر ساخته نشده گفتم نکنه خون شهدای عراقی ها را میگوی قبلا اینجا بودن بعدش بابک با خون شهدا سازمان زندان هم درست میکنه که من را روی خون شهدا زندانی کردید بعد فهمیدم که عراقی های که در جنگ ایران و عراق کشته شدن جز صد و بیست هزار شهید سازمان حساب میشوند حال باید از خانم مریم قجر عضدانلو سوال کرد که به زودی درب اشرف تخته میشود خون شهدا چه میشوند قرارگاه های دیگه رو که امریکا حمله کرد مردم عراق بتونهای که اجر حساب میکردید و از خون شهدا بود دزدیدن و اون قسمت زندان 89 که از خون شهدا درست شده بود را سری خراب کردید که امریکایها نبینند بعد اجرهای که از خون شهدا بود در امجدیه توالت ساختید حال خانم مریم قجر عضدانلو بعد از تخته شدن اشرف خون شهدا را تبدیل به پول میکنید یا منتقل میکنید به اور سورواز تا نفرات که امدن به اروپا برای مالی کاری استفاده کنید یا کاخ درست کنید و بالای ان بنشینید
فکر نمی کنید که دیگر نمی توان با شعارهای زنگ زده گذشته به مصاف خشونت بروید مردم امروز دیگر شیفته شعارهای هرچه انقلابی تر ! بدون پشتوانه و بدون تحلیل و کاربرد سیاسی-اجتماعی نیستند
حتی اگر امروز چه گوارا در قید حیات بود از مرز بولیوی با دیپلماسی و تنظیم رابطه مناسب این زمان، می گذشت .
اگر حسن صباح رهبر فرقه باطنیه در قید حیات بود به فدائیانش می گفت از حصار قلعه الموت و حصار ذهنی، خود را برهانند و با مردم و در کنار مردم باشند. خانم مریم قجر عضدانلو دیگر همه می دانند که شما نمی خواهید پاسخگوی ضرباتی که سازمان تاکنون متحمل شده است، باشید. تا به ابد نمی توانید پاسخ هر سئوالی را به بعد زمان سرنگونی رژیم، محول کنید. حرف شما را می پذیرم به شرطی که شما هم دیگر با خون آنان کاسبی نکنید و خود را قیم آنان ندانید .مطمئن هستم که شما قادر نیستید در دستگاه فکریتان پیام زندگی و صلح و آشتی و دوستی بدهید.این کلمات برای شما بسیار غریبه اند. سیل خروشان خون شهدا را تنها جمهوری اسلامی جاری نکرد. آیا شما از هر چه بیشتر جاری شدن خون شهدا اخم بر ابرو می آورید و ملالتلن آزرده می شود یا اینکه دکان دونبشی میزنید و رانت خوار خون آنان می شوید؟ دیگر برهمگان روشن است که هرچه اعدامها و فشارها برروی مردم ایران بیشتر شود، لبخند رضایت بیشتر برلبانتان نمایان می گردد. زیرا در دستگاه حذف شما، خون بیشتر، نشانه حقانیت استراتژی شماست. بنا براین چرا شما باید از موج اعدام ها و کشتار مردم رنجیده شوید؟ " نان شما در همین است" هر کس که در ایران اعدام شود، شما سودش ! را می برید و هرکس هم که از مرگ رهائی یابد خاری در چشم شما خواهد بود.
شما عطش خون دارید و هر روز هم نیاز بیشتری به ریخته شدن خون احساس می کنید. در پیامتان تکرار می کنید. مجید روحی قربانی فرقه رجوی [ Tue 12 May 2009 ] [ 6:28 بعد از ظهر ] [ مجید روحی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||